هنر ما را به گونه اي رويايي از درد هستي رها مي سازد.
خانه » دنیای بازیگران

دنیای بازیگران

بیوگرافی ساره بیات +ازدواج و همسرش و عکسهای اینستاگرامش

بیوگرافی ساره بیات +ازدواج و همسرش و عکسهای اینستاگرامش



ساره بیات بازیگر سینما و تلوزیون ایران است. وی در تاریخ 14 مهر 1358 در مشهد به دنیا آمد و هم اکنون ۴۰ سال سن دارد .
تخصیلات : بیات فارغ‌ التحصیل رشته بازیگری از مؤسسه کارنامه است.
ساره بیات ,بیوگرافی ساره بیات
او از سال 1380 رد تئاتر شد و در جشنواره پلیس در اولین کارش، جایزه بهترین بازیگری را به همراه دیپلم افتخار کسب کرد. بعد از اخذ مدرک بازیگری از موسسه “کارنامه” به مجموعه یک مشت پر عقاب دعوت شد و بعد از اتمام آن با فیلم سینمایی مقلد شیطان وارد سینما شد.
آخرین کار وی حضور در سریال دل در نقش رستا می باشد که کارگردانی آن برعهده منوچهر هادی است و و پیش از این هم تجربه هنکاری با او در سریال عاشقانه و فیلم رحمان 1400 را داشت.
وی دارای جوایز متعدد در حوزه بازیگری می باشد.

ازدواج و همسرش
ساره بیات مجرد می باشد و تاکنون ازدواج نکرده است.
خبر جدید دی ماه ۹۸ : منوجهر هادی کارگردان سینما در یک گفتگوی رادیویی اعلام کرد که ساره بیات در آستانه ازدواج می باشد و قرار است به زودی ازدواج کند.
خواهر ساره بیات (سروین بیات) با رضا قوچان نژاد فوتبالیست معروف ازدواج کرده است.
ساره بیات و خواهرش سروین
ساره بیات و خواهرش
گفتگو با ساره بیات
شما الان راضیه جدایی… را فراموش کرده اید؟ از آن نقش خلاص شده اید؟
گرفتار و مبتلا و یا اسیر راضیه نیستم که از آن خلاص شوم یا رهایی یابم، بلکه راضیه یکی از بخش های جذاب و فوق العاده زندگی کاری من محسوب می شود که در مسیر تکامل زندگی کاری ام همراهی بی نظیری با من کرده. کاراکتر راضیه توان من را در ادامه این راه افزایش داده. راضیه برای من انرژی است، نه ایستگاهی که در آن توقف کنم.
ساره بیات ,عکس بی حجاب ساره بیات
برای جداشدن از یک نقش چه می کنید؟ زود می روید سیر یک فیلم دیگر یا نه، می روید مسافرت، کتاب می خوانید، می روید دنبال زندگی شخصی و اصلا به سینما فکر نمی کنید؟ اصلا این قدر درگیر نقش می شوید که نیاز به بازسازی روحی داشته باشید؟
برای جداشدن از نقش قبلی، فیلم جدیدی را شروع می کنم، به همین سادگی. بازیگری یعنی همین. البته نکات شما را رد نمی کنم، به انضمام فاصله زمانی منطقی بین پذیرش دو نقش. ترجیح برای من فاصله بین پذیرش دو نقش زندگی کردن است؛ یعنی همان حرف های شما، یعنی نفس کشیدن، تجربه کردن، شنیدن، تماشاکردن.
اصغر فرهادی برای نزدیک کردن بازیگر به شخصیت های فیلمش کلی طرح و برنامه دارد. مثلا شنیده ایم به شما توصیه کرده که مدتی با چادر و مقنعه رفت و آمد کنید یا پولی در کیفتان نگذارید تا نتوانید چیزهایی را که دوست دارید بخرید. این شیوه نزدیک شدن به نقش را بعدها برای خودتان تکرار کرده اید؟ اصلا چطور به نقش نزدیک می شوید؟ با فاصله با آن طرف می شوید یا در آن حل می شوید؟
سبک آقای فرهادی برای گرفتن بازی از بازیگران‌ش سبک متفاوت و دشواری است و آثارشان اثبات کرده که این شیوه، شیوه متفاوت و راضی کننده ای است. ضمن این که تسلط آقای فرهادی در این روش غیرقابل انکار است. و در مورد این دعوای قدیمی دنیای بازیگری (حل شدن در نقش و درگیر شدن با آن یا فقط هنر بازیگری)، از تعامل با کارگردان می توان یکی از این دو راه را انتخاب کرد.
برای شخصیت طراحی دارید؟ مثلا می گویید این شخصیت در نقطه A است، بعد کم کم تغییر می کند و به نقطه B می رسد؟
طراحی برای من یعنی فیلمنامه به اضافه شیوه روایت کارگردان. از تلفیق فیلمنامه و کارگردانی می توان به شخصیت پردازی رسید و این اصل مهمی برای من است؛ قرارگرفتن در اتمسفری که توسط کارگردان هدایت می شود و من در آن به ایفای نقش می پردازم. شرایط ایده آل برای بازیگر فیلمنامه سنجیده و کارگردانی درست است که با ضعف یکی از این دو حتما طراحی بازیگر دچار مسئله خواهدشد.
عکس اینستاگرام ساره بیات ,ساره بیاتعکس جدید از ساره بیات
کارنامه تان را که مرور می کنیم می بینیم بیشتر انتخاب هایتان زن هایی اند که مدام با خودشان در کشکمش اند. همه چیز درونی است و آنچه که بیرون دیده می شود تنها سطح ماجراست. از جدایی… تا ناهید و حتی خداحافظی طولانی، نگاه کردن به چهره تان حکایت از یک غم خیلی عمیق دارد که انگار نمی شود از شرش خلاص شد. این انتخاب ها «پیش آمده» یا این که فکر کرده اید در آنها بهتر عمل می کنید؟
یکی از جذابیت های بزرگ بازیگری برای من مواجهه با چالش برای درک یک شخصیت است. برای همین، شخصیت های چندوجهی، خاکستری، حتی مرموز برایم جذابیت بسیاری دارند. شخصیت سطحی احتیاج به بازی ندارد.
شما چطور یک نقش را انتخاب می کنید؟ می خواهیم بدنیم معیارتان دقیقا چیست؛ کارگردان، همکاران، فیلمنامه، حس و حال خودتان، سختی نقش یا چیزهای دیگر…؟ مثلا می شود بگویید بازی در «خواب زده ها» و «خداحافظی طولانی» را برای چه قبول کردید؟
فیلمنامه، کارگردان، عوامل پشت صحنه. همه اینها عوامل موثر در انتخاب من اند که البته منوط به احوالات خودم در آن روزهایم هستند. دلیل انتخاب «خواب زده ها» جواب سوال سوم شماست: پایان دادن به راضیه جدایی… با بازی نازگل مشرقی خواب زده ها؛ دو ژانر و اتمسفر کاملا متفاوت که البته حضور آقای جیرانی انگیزه ام را تقویت می کرد. دلیل انتخاب «خداحافظی طولانی» هم علاقه ام به سینمای فرزاد موتمن بود.
بازی در فیلمی مثل «محمد رسول الله (ص)» برای بازیگران یک ریسک است؛ از یک طرف عوامل حرفه ای بین المللی حضور دارند که کار کردن با آنها جذاب است و از طرف دیگر، در همان مرحله خواندن فیلمنامه می شود مطمئن شد که هیچ شخصیتی جز پیامبر(ص) نقش اصلی نیست و آن قدرها فرصت دیده شدن برای بقیه بازیگرها وجود ندارد. شما چطور با این فیلم برخورد کردید؟
ساره بیات و همسرش
اینستاگرام ساره بیات
_Instagram / SarehBayat
به نظرم تمام بازیگران فیلم «محمد رسول الله (ص)» نقش اصلی اند. برای این که با هر مقدار حضور، در آن، نشانی حضرت را می دهند. یعنی تکمیل شدن یک پازل که با حذف یکی از این نقش ها، طراحی ناقص می شود. برای این که تماشاگر با اتمسفر یا قصه ای از نقش اصلی رو به روست، نه صورت، فیزیک و میمیک او. برای پذیرش حلیمه حتی لحظه ای درنگ نکردم.
فیلم محمد رسول الله (ص) از آن نوع فیلم هایی است که بازی رئال به شیوه معمول نمی طلبد، چون آن قدرها روی بازیگر مکث می کند تا شخصیت پردازی کند. طراحی تان برای نقش چه بود؟ راهنمایی ها چه بود؟ قرار بود چطوری بازی کنید و چطور به نظر برسید؟
تعداد و تنوع نقش ها شبیه جزئیات متنوع و پراکنده است، اما جزئیاتی جذاب و مهم که کنار هم قرار گرفتن آنها کلیت مهمی به اسم حضرت رسول (ص) را روایت می کند. بنابراین مهم این است که من در نقش حلیمه که یکی از جزئیات است اما مهم، تمام تلاش خود را برای برقراری ارتباط تماشاگر با کلیت زندگی حضرت رسول انجام بدهم. البته در اهمیت کاراکتر حلیمه همین کافی است که برای بررسی دوران کودکی حضرت، شخصیت حلیمه فصلی جدانشدنی است و بسیار پراهمیت.
حلیمه از معدود نقش های شماست که کشمش درونی ندارد و بیشتر، متمرکز است روی بروز احساس. برای شما هسته مرکزی بازی چه بود؟ می خواهیم بدانیم خودتان در طراحی نقش می خواستید چه جنبه ای از شخصیت بیشتر دیده شود؟ کدام وجه احساسی اش؟ حرف ما درباره آن چیزی است که خودتان به فیلمنامه اضافه کردید و الان دوست دارید دیده شود.
ساره بیات
درواقع این تنها نقشی است که اصلا به دیده شدن بازی خودم توجهی نداشتم. آن قدر غرق لذت و عشق معنوی بودم که از خدا خواستم به من نیروی مضاعف عطا کند تا از پس سنگینی این شخصیت بربیایم. فقط دعا می کردم و از خدا می خواستم کمکم کند و هیچ طرح جز ذکر در طول کار یادم نمی آمد. عشق و شیدایی حلیمه به حضرت رسول (ص) و روایت دو فصل زندگی حلیمه قبل و بعد از مواجهه با حضرت، نکات مهم پردازش شخصیت حلیمه بود در بازی من.
حلیمه یک شخصیت تاریخی است که قاعدتا نزدیک شدن به آن خیلی سخت است. شما حلیمه خودتان را ساختید یا حلیمه مدنظر مجید مجیدی را؟ یا نه، به این فکر کردید که مثلا باید به تاریخ وفادار باشید و همه چیز را در مطالعات به دست بیاورید؟
همه چیز کاملا توام با تعامل بود؛ تعاملی بود بین کارگردانی کاردان که پناهگاه امنمان بود و منی که ولع داشتم برای حضورم در این کار. من حلیمه خود را ساختم با راهنمایی های آقای مجیدی، با تایید ایشان و با نظارت لحظه لحظه شان بر کل اثر، نه تنها نقش حلیمه. ضمن این که ما برشی از تاریخ را روایت کردیم؛ بنابراین پایبندی به تاریخ و شخصیتی که بعد از آن شکل گرفته نکته بسیار بااهمیتی است.
با آقای شجاع نوری که صحبت کردیم، می گفت هروقت گریم می شد و خط ها روی چهره اش می آمد، انگار استحاله پیدا می کرد و به خود شخصیت عبدالمطلب نزدیک می شد. گریم روی بازی شما چنین تاثیری داشت؟ اصلا عوامل خارجی چه کمکی کردند؟ با ذکر مثال لطفا!
مطمئنا کار تمام عوامل تاثیرش را بر صورت و کارم می گذارد، هرکس به نوع، و سعی می کنم از تمام تلاششان برای رسیدن به بهتر شدنم در اثر استفاده کنم. عوامل خارجی با تحقیق و تفحص بسیار موشکافانه به جزئیات پرداختند. وسواس آنها کارم را دشوارتر می کرد و مدام جدیت را یادآور. حضورشان دلگرمم می کرد و خیالم را آسوده. کاردانی آنها مرا به نقش نزدیک و نزدیک تر می کرد و در انتها بسیار از نتیجه راضی بودم و ارتباط خوبی برقرار می کردم. البته به هیچ وجه نمی شود منکر دانش، تجربه و هنر همکاران وطنی خود شد که همیشه قدران زحمات و انتقال تجربیاتشان در کارهای مختلف به خودم هستم.
جایی گفته اید معمولا بین بد و بدتر انتخاب نمی کنم و همیشه سعی کرده ام بهترین انتخاب ها را داشته باشم. حالا که کارنامه تان را نگاه می کنید بینشان هیچ انتخاب بدی نمی بینید؟
ساره بیات ,همسر ساره بیات ,بیوگرافی ساره بیات
در سینمای ما بازیگر پیشگو نیست، بلکه نهایتا براساس تجربه، هوش و ارزیابی در لحظه تصمیم می گیرد. فیلمنامه خوب و متفاوت برای فرار از تکرارها، کارگردان خوب و یک گروه درجه یک و حرفه ای عواملی هستند که بازیگر را برای پذیرش یک نقش نه تنها راضی، بلکه تشویق می کنند. اما این که خروجی اثر چه خواهد شد و تماشاگر با آن چه برخوردی خواهدکرد پیش بینی اش برای بازیگر کار دشواری است.
فیلم های سینمایی ساره بیات
1396 | فیلم اتاق تاریک به کارگردانی روح اله حجازی1395 | فیلم زرد به کارگردانی مصطفی تقی زاده
1395 – فیلم بیست و یک روز بعد1395 | فیلم لابی به کارگردانی محمد رهبری
١٣٩۴ | فیلم آااادت نمی کنیم به کارگردانی ابراهیم ابراهیمیان١٣٩٣ | فیلم سینمایی محمد رسول الله به کارگردانی مجید مجیدی
۱۳۹۳ | فیلم سینمایی ناهید به کارگردانی آیدا پناهنده۱۳۹۳ | فیلم سینمایی خداحافظی طولانی به کارگردانی فرزاد موتمن۱۳۹۲ | فیلم سینمایی خواب زده ها به کارگردانی فریدون جیرانی
۱۳۹۲ | فیلم سینمایی ساکن طبقه وسط به کارگردانی شهاب حسینی1392 | فصل فراموشی فریبا۱۳۹۲ | فیلم سینمایی لامپ ۱۰۰ به کارگردانی سعید آقاخانی
۱۳۹۱ | فیلم سینمایی محمد به کارگردانی مجید مجیدی۱۳۸۹ | فیلم سینمایی جدایی نادر از سیمین به کارگردانی اصغر فرهادی۱۳۸۵ | فیلم سینمایی مقلد شیطان به کارگردانی افشین صادقی
ساره بیات
سریال های ساره بیات
سریال عاشقانه یک مشت پر عقاببی‌گناهانتباهی
ساره بیات و رضا قوچان نژاد
ساره بیات در کنار همسر خواهرش رضا قوچان نژاد بعد از صعود تیم ایران به جام جهانی 2018
ساره بیات و رضا قوچان نژاد
سلفی علی ضیا با ساره بیات و رضا قوچان نژاد فوتبالیست (شوهر خواهرش)
ساره بیات بی حجابساره بیات و محمدرضا گلزار
ساره بیات و محمدرضا گلزار در پشت صحنه سریال عاشقانه
 
ساره بیات سفیر صنایع دستی
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، ساره بیات، بازیگر مطرح سینما را به‌ عنوان سفیر صنایع دستی انتخاب کرد. ( مرداد ماه 96)
ساره بیات در جشن حافظ
ساره بیات جایزه بهترین بازیگر زن را در هفدمین جشن حافظ در سال 96 برای بازی در سریال عاشقانه دریافت کرد.

ساره بیات در مراسم اکران مردمی فیلم زرد آخرین اثر سینمایی اش
تولد ساره بیات با حضور پدرش و رضا قوچان نژاد
تولد 38 سالگی ساره بیات با حضور پدرش و رضا قوچان نژاد در سینما قدس تهران – مهرماه 96

ساره بیات در شب تولدش و جایزه بهترین بازیگر زن از شانگهای که توسط بهرام رادان به دست او رسید.
عکس ساره بیات ذر جاده
جدیدترین عکسی که ساره بیات در اینستاگرام خود منتشر کرد
فیلمی از مراسم تولد ساره بیات

بیوگرافی ساره بیات +ازدواج و همسرش و عکس های اینستاگرام‌ش



Source link

بیوگرافی زهرا خاتمی راد و همسرش و علت خداحافظی اش از تلویزیون

بیوگرافی زهرا خاتمی راد و همسرش و علت خداحافظی اش از تلویزیون



بیوگرافی زهرا خاتمی راد
بیوگرافی زهرا خاتمی راد
زهرا خاتمی راد متولد ۲۶ آذر سال ۱۳۶۰ در شهر آخن آلمانمی باشد و هم اکنون 38 سال سن دارد . وی از سال ۱۳۸۴ به صورت جدی و مداوم وارد حرفه اجرا شد و کار خود را از شبکه یک سیما با برنامه «دخترانه» آغاز کرد. پس از آن در شبکه دو برنامه (تصویر زندگی) و در شبکه‌های جام جم، قرآن، و… فعالیت خود را ادامه داد.

زهرا خاتمی راد و همسرش
زهرا خاتمی راد و همسرش
وی ازدواج کرده است و یک فرزند نیز دارد
خداحافظی زهرا خاتمی راد
زهرا خانمی راد روز شنبه 22 دی ماه 98 با انتشار پستی در صفحه اینستاگرام خبر خداحافظی اش از رسانه ملی را اعلام کرد و به یکی از پربازدیدترین اخبار تبدیل گردید.
اجراهای زهرا خاتمی راد
دخترانه – شبکه یکتصویر زندگی – شبکه دودانستنی‌هارموز موفقیتتازه‌ها – شبکه یکهفت سین – شبکه یک
شبکه یک شبکه هر ایرانی – شبکه یکسیمای خانواده – شبکه یککلید – شبکه جام جمخانه مهر – شبکه جام جمشهرآورد – شبکه یک
زهرا خاتمی راد
 



Source link

بیوگرافی طناز طباطبایی و همسرش +عکسها و گفتگو با او

بیوگرافی طناز طباطبایی و همسرش +عکسها و گفتگو با او



طناز طباطبایی
بیوگرافی و زندگینامه
طناز طباطبایی بازیگر زن سینما و تلویزیون ایران متولد 20 اردیبهشت 1362 در تهران می باشد و 34 سال سن دارد.
تحصیلات : طباطبایی دارای مدرک لیسانس کارگردانی تاتر است. وی یک دوره بازیگری را در آموزشگاه آزاد هیوا گذرانده است. 
طناز طباطبائی فعالیت بازیگری خود را در تلویزیون از سال 1380 با حضور در سریال تلویزیونی جوانی ساخته سعید سلطانی آغاز نمود. و در سال 83 با حضور در فیلم سینمایی دیشب باباتو دیدم آیدا فعالیت خود را در سینما آغاز نمود.
او با حضور در سریال میوه ممنوعه به کارگردانی حسن فتحی توانست به خوبی دیده شود اما بعد از آن شاهد حضور بیشتر او در سینما بود تا در تلویزیون.
وی در سال 88 جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل زن را برای فیلم صداها از آن خود کرد. 

ازدواج و همسر
طناز طباطبایی تا کنون ازدواج نکرده است و مجرد می باشد.
وی هیچ صفحه ای در صفحات اجتماعی از جمله اینستاگرام ندارد و صفحات منتسب به وی جعلی می باشد.
طناز طباطبایی هیچ نسبتی با بهنوش طباطبایی که او هم از بازیگران زن است ندارد , در برخی سایت ها چندی پیش شایعه شده بود که این دو هنرمند خواهر یکدیگر هستند.
طناز طباطبایی بهترین بازیگر نقش مکمل مرد در جشنواره فجر 98
طناز طباطبایی در سال 98 در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل زن را برای بازی در فیلم شنای پروانه دریافت کرد
طناز طباطبایی از ازدواج می گوید
ازدواج قابل برنامه ریزی نیست اصولا زنان وقتی سی سالگی را رد می کنند کمی آرام تر می شوند و جدی تر به زندگی شخصی و خانوادگی فکر می کنند. شاید الان نزدیک یک سال و خورده ای باشد که برای من هم آن اتفاق افتاده که دوست دارم فامیلی و خانواده خودم را داشته باشم. این حس خیلی غریزی است و فکر می کنم هر زنی هم آن را تجربه می کند. ولی در مورد ازدواج من به این هم باور دارم که جزو تقدیر هر آدمی است. یعنی آن حرف هایی که از قدیم می گفتند آن کسی که قسمت تو باشد وقتی بیاد خواستگاری دهنت بسته می شود من فکر می کنم این درست است. بنابراین فکر نمی کنم ازدواج امر قابل برنامه ریزی باشد و مثلا شما بتوانید برنامه ریزی کنید که همسری پولدار یا خوش تیپ و … داشته باشید.
از طرفی من در هیچ کجای زندگی ام بحث ظواهر و مادیات برایم پر رنگ نیست و بیشتر عشق و علاقه برایم مهم است مطمئن هستم وقتی زمانش برسد آن مردی می آید که همه چیز بین مان چفت و جفت و درست می شود و درست پیش می رود. زندگی خوشبخت و شاد تنها تصویر من از زندگی زناشویی است و امیدوارم به امید خدا برایم اینطور بشود.
 
طناز طباطبایی و همسرش
سلفی طناز طباطبایی با نوید محمدزاده و هومن سیدی
گفتگو با طناز طباطبایی 
آهسته و پیوسته قدم بر می دارم
همیشه من اعتقاد داشتم به آهسته و پیوسته قدم بر داشتن. بیشترین چیزی که برای خودم مهم بوده این است که مثل نقاشی باشم که اول باید نقاشی کلاسیک را بیاموزد و انجام دهد و مثلا یک کوزه را درست طراحی کند و بکشد و بعد به آرامی به نقاشی حرفه ای و ماندگار تبدیل شود. در مورد بازیگری هم من همین نظر را داشتم که اگر به آرامی قدم بر دارم و رشد کنم جایم محکم تر و تثبیت شده تر خواهد بود و خودم از خودم راضی تر خواهم بود.
طناز طباطبائی
من هیچ وقت فکر نمی کنم که تثبیت شدم و ماندم و تمام نمی شوم. حتی ترسی از کهنه شدن و پیر شدن هم در من وجود دارد. البته این دو رویکرد است. یکی همان ترسی که همه دارند که ریشه آن در ترس از مرگ است. اما رویکرد دیگر درباره من این است که فکر می کنم اساسا برای این که درجا نزنم همیشه باید پیشرفت کنم. 
در یک مسیر باید مرتب قدم های بزرگ و بزرگتر برداشت تا به آن هدف نهایی برسیم. هیچ وقت نباید فکر کرد الان این جایی که ایستادم جایم خیلی محکم و درست است. من مرتب خودم را در مواجهه با این پرسش قرار می دهم که کجا ایستادم؟ و نکند این جایی که الان هستم غلط باشد؟ و … هزار جور فکر با خودم می کنم. برای همین الان برایم سخت تر از مثلا زمان صداها است که تقریبا اوایل کارم بودم. هر فیلمی که می گذرد به کارهای جدیدی که می توانم انجام بدهم و به پیشرفت بیشتر فکر می کنم. این نگاه برای یک بازیگر و اصولا برای یک انسان کار بسیار سختی است.
طناز طباطبایی بی حجاب
بیماری مادرش
دو تا فرشته مادرم را نجات دادند متاسفانه سال گذشته مادرم دچار بیماری شدند. اتفاق تلخی برای من بود. اما خدا را شکر مامانم حال شان خیلی بهتر است؛ ما دو تا فرشته پیدا کردیم؛ پرستارو فیزیوتراپ مادرم دو نفری در کنار پدرم قرار گرفتند و عامل اصلی بهبود مادرم شدند و خدا را شکر مادرم هر روزبهتر شد. الان سمت چپ بدن که از کار افتادگی پیدا کرده بود تقریبا تا حدود زیادی بهتر شده و کارایی اش را به دست آورده است. خدا را شکر هر روز هم بیشتر رو به بهبود می رود.
طناز طباطبایی قبل از عمل
 
همیشه من انتخاب می کنم
اعتقاد من در کل زندگی این است که همیشه این من هستم که انتخاب می کنم. زمانی که من فیلم «سیزده » هومن سیدی را دیدم همان جا انتخاب کردم که روزی در نقشی مناسب در یکی از فیلم های هومن سیدی بازی کنم. برای این که آن فیلم را خیلی دوست داشتم. این انتخاب برای من اینجوری شکل می گیرد. یعنی انتخاب در زندگی من اینطور است که مثلا می گویم دو سال دیگر یا چهار سال دیگر با فلان آدم کار می کنم و این اتفاق می افتد.
عکس جدید طناز طباطبایییا می گویم من این نقش را دوست دارم و می خواهم و بعد به آن می رسم. من باور دارم انسان اگر اعتقاد داشته باشد به هر چیزی که از خدواند بخواهد می رسد. حالا کارها و نقش هایی هم بوده که من انتخاب نکردم اما به سر راهم قرار گرفته و اتفاقا خیلی هم برایم خوب بوده مثل «هیس دخترها فریاد نمیزنند ». چون من اصلا به «هیس … » فکر نکرده بودم ولی حتما در مسیر من باید قرار می گرفت که یک دنباله ای را با خودش بیاورد و یک راهی را به سمت خواسته هایم باز بکند.
طناز طباطبایی ,عکس طناز طباطبایی ,بیوگرافی طناز طباطبایی
قبل از خشم و بعد از خشم
به نظر من فیلم «خشم و هیاهو » یک فیلم تجاری نیست. شاید قصه ذهن مخاطب را به این سمت ببرد چرا که داستان عشق و خیانت است که تماشاچی با آن ارتباط برقرار می کند. اما هومن سیدی با انتخاب و اجرای ساختاری متفاوت و عجیب و غریب آن را از یک فیلم تجاری متمایز کرده است. اینجا دیگر این ساختار متفاوت برای تماشاچی آشنا نیست.
بنابراین فیلمی است که هم از المان های تجاری استفاده کرده و هم اثری هنری و قابل اعتنا به لحاظ فرم و محتوا است. یادم هست وقتی فیلمنامه را به من دادند طاقت نیاوردم به خانه برسم و تو ماشین جلوی منزل خواهرم پارک کردم و متن را تا آخر خواندم. وقتی به صحنه دادگاه رسیدم رنگم پرید اینقدر که هیجان زده شده بودم از متن خوب و نقش درستی که ترسیم شده بود. قصه را خیلی دوست داشتم و خوشم آمد. بعد با آقای سیدی صحبت کردم و به این نتیجه رسیدیم که ما اصلا قرار نیست شهلا جاهد را بسازیم و من او را بازی کنم.
بیوگرافی طناز طباطبایی
قرار است او یک کاراکتر دیگری به نام حنا باشد که حتی این اسم هم از جای دیگری وام گرفته شده بود. برای من مهم این بود که نشان بدهیم کارکترها در یک موقعیت یکسری رفتارها ازشان سر می زند و دقیقا در همان موقعیت می توانند یکسری رفتارهای دیگر داشته باشند. برای همین ما هر دو کاراکتر اصلی را در فیلم از چند زاویه و با رفتارهای متفاوت در یک موقعیت مشابه می بینیم.
همینطور شخصیت ها در بازجویی ها زاویه دید و نگاه خود را به پارتنرشان داشتند. نهایتا وقتی فیلم را در اولین اکرانش دیدم خودم خیلی راضی بودم. حتی به آقای سیدی گفتم مسیر بازیگری من به لحاظ تکنیکال و به لحاظ خود بازیگری واقعا به قبل از «خشم و هیاهو » و بعد از آن تقسیم می شود. برای این که همیشه من یک کاراکتر را با یک رویکرد بازی کرده بودم. اما اینجا در واقع یک نفر را با سه نقش و سه رویکرد بازی کردم.
طناز طباطبایی قبل از عمل
انتخاب لباس و تیپ های طناز
در انتخاب لباس هایم قبل از هر چیزی مهم ترین نکته برایم راحتی با آن لباس است. من هیچ وقت هم طراح خاصی برای همه لباس هایم نداشتم. خودم را خوب می شناسم و می دانم چه بپوشم بیشتر بهم می آید و طرفدار جدی سادگی هستم. روی حساب همه اینها انتخاب هایم را خودم انجام می دهم و از طراح های مختلف که کارهای متفاوتی دارند خرید می کنم. ولی همیشه در همه آنها یک ویژگی بوده که به مدل و سبک و سلیقه من نزدیک بوده.
من در مورد مد و لباس برخلاف خیلی ها که برندباز هستند و برند برای شان مهم است ، این چیزها اهمیت ندارد و تنها مهم این است لباسم ساده باشد و بتواند مدت زمان طولانی از آن زیاد استفاده کنم. یعنی اینطوری نباشد که یک بار بپوشم و بعد در کمد خاک بخورد. من دوست دارم یک دست لباس را بارها بپوشم. به نظرم این که سال های سال از یک لباس استفاده کنی هیچ اشکالی ندارد.
نوید یک فیلم متفاوت
آخرین فیلمی که سال گذشته بازی کردم فیلم، «ارداتمند نازنین، بهاره، تینا »، به کارگردانی آقای کاهانی است. آنجا اصلا یک طناز دیگر می بینید. اینها سه تا دختر هستند که شغل شان مدلینگ است اما در واقع پولی هم از این کار در نمی آورند و برای فان و خوش گذرانی ماجرا است که درگیر آن شدند. برای همین عکاسی می کنند و مشغول مدلینگ هستند. فیلم فضای عجیبی دارد و برای من دوست داشتنی است. اینکه نتیجه این فیلم چه بشود یا مردم دوست داشته باشند و تماشا کنند یا نه را من هنوز نمی دانم اما می دانم برای من تراپی خوبی بود. برای اینکه از روزی که ما کار را شروع کردیم برای من اتفاق متفاوتی بود.
من یک بخشی در وجودم دارم که خیلی جدی و مدیر و سخت است. این فیلم این بخش وجود من را کاملا شکست و در بازیگری من خیلی تاثیر گذاشت. من در این فیلم یک آدم رها و روی ابرها هستم. آقای کاهانی هم در ظاهر و گریم و همه اینها انگشت گذاشته بود و انتخاب های بامزه و درستی می کرد که به فضای فیلم و این کاراکترها می آمد. من نوید یک فیلم متفاوت دست کم از بین کارهای خودم تا امروز را می دهم. همینطور فکر می کنم جزو بهترین های آقای کاهانی هم خواهد بود. امیداورم در گیشه هم موفق باشد.
اینستاگرام طناز طباطباییبه هیچ چیز جز بازیگری فکر نمی کنم
به هیچ تجربه دیگری جز بازیگری فکر نمی کنم چون باورم این است که یک کار انجام بده اما آن یک کار را درست انجام بده. شاید چون یک کم کمال گرا هستم از انجام کارهای نصف و نیمه و غیر حرفه ای خوشم نمی آید. من از گالری گردی، تماشای آثار هنری، تماشای فیلم تئاتر، کتاب خواندن و سفر ذهن و روحم را تغذیه می کنم تا بتوانم در کارم خلاق تر باشم. اینها به اضافه ورزش یوگا که پای ثابت برنامه روزانه زندگی من هستند.
عکسهای طناز طباطبایی
طناز طباطبایی در یازدهمین جشن منتقدان سینما در سال 96 توانست جایزه بهترین بازیگر مکمل زن را برای فیلم ویلایی ها دریافت کند.
طناز
 
فیلمهای سینمایی طناز طباطبایی 
ارادتمند؛ نازنین بهاره، تینا (۱۳۹۵) بی‌حساب (۱۳۹۵) ویلایی ها (۱۳۹۵) اروند (۱۳۹۴) خشم و هیاهو (۱۳۹۴)
رخ دیوانه (۱۳۹۳) مرگ ماهی (۱۳۹۳) 50 قدم آخر (۱۳۹۲) آرایش غلیظ (۱۳۹۲) ساکن طبقه وسط (۱۳۹۲)
هیس! دخترها فریاد نمی زنند (۱۳۹۱) نارنجی پوش (۱۳۹۰) پرستوهای عاشق (۱۳۸۹) پریناز (۱۳۸۹)
گزارش یک جشن (۱۳۸۹) مرهم (۱۳۸۹) پسر تهرونی (۱۳۸۷)
تهران در جستجوی زیبایی(اپیزود سوم، تهران، سیم آخر)(۱۳۸۷) صداها (۱۳۸۷) میزاک (۱۳۸۷) جعبه موسیقی (۱۳۸۶) چهار انگشتی (۱۳۸۵) دیشب باباتو دیدم آیدا (۱۳۸۳)
سریالهای طناز طباطبایی 
جوانی در چشم باد میوه ممنوعه پرانتز باز قلب یخی شاهگوش
تئاترهاترس کمی بالاتر تن تن و راز قصر مونداس باغبان مرگ نامه های عاشقانه از خاورمیانه
جوایز و افتخارات
1 نامزدشده بهترین بازیگر نقش دوم زن در بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر2 برنده جایزه بهترین بازیگر نقش دوم زن در سومین جشن منتقدان3 برنده بهترین بازیگر زن کمدی تلویزیونی4 برنده دیپلم افتخار از سوی پنجمین جشن منتقدان
5 برنده بهترین بازیگر نقش اول زن در سنندج6 نامزدشده بهترین بازیگر نقش اول زن در کرمانشاه7 برنده لوح تقدیر و جوایزی از سوی جشنواره زنان مستقل آمریکا به عنوان بهترین بازیگر نقش اول زن
8 برنده لوح تقدیر و جوایزی از جانب جشنواره فیلم‌های ایرانی سانفرانسیسکو به عنوان بهترین بازیگر نقش اول زن9 نامزدشده بهترین بازیگر نقش اول زن در سی و سومین جشنواره فیلم فجر10 نامزدشده بهترین بازیگر نقش اول زن در سی و چهارمین جشنواره فیلم فجرفیلمهای طناز طباطبایی



Source link

بیوگرافی نازنین احمدی بهترین بازیگر نقش اول زن در جشنواره فیلم فجر 98

بیوگرافی نازنین احمدی بهترین بازیگر نقش اول زن در جشنواره فیلم فجر 98



نازنین احمدی بازیگر زن سینما و تلویزیون متولد سال … می باشد .
وی لیسانس، تحصیلکرده رشته تئاتر از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران. وی به غیر از کارهای دانشجویی کار حرفه ای را از تئاتر شهر آغاز کرده است و در نمایش های هدهد، مجلس نامه، واقعه در مجلس سودابه خوانی، پنهان خانه پنج در، تله موش، دقیقه های بی حوصله و… و همچنین در سریال «بی گناهان» ایفای نقش کرده است.
او همچنین در فیلم های کوتاه آیینه، لبریز، اینجا آسمان ابری است، لیلا می میرد و… حضور داشته و در طی سال های اخیر در کنار بازیگری به صورت حرفه ای به کار مونتاژ می پردازد.
وی جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن را برای بازی در فیلم ابر بارانش گرفته در سال 98 دریافت نمود
نازنین احمدی

ویدیویی از لحظه دریافت سیمرع از جشنواره فجر 98
naz



Source link

بیوگرافی برزو ارجمند و همسرش پارمیس زند +گفتگو و عکسها

بیوگرافی برزو ارجمند و همسرش پارمیس زند +گفتگو و عکسها



برزو ارجمند و همسرش
برزو ارجمند بازیگر مرد ایرانی متولد 7 فروردین ماه 1354 و 41 سال سن دارد .او اصالتا مشهدی می باشد. وی فرزند مرحوم انوشیروان ارجمند از بازیگران پیشکسوت می باشد.
خواهر وی نیز بهار ارجمند می باشد که از بازیگران تئاتر است . عموی وی نیز داریوش ارجمند است.
تحصیلات : او مدرک کارشناسی خود از دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد تهران در زمینه بازیگری و کارگردانی دریافت کرده است.

شروع بازیگری
شروع بازیگری اش در تلویزیون با سریال زیر چتر خورشید در سال 73 بود.
برزو ارجمند فعالیت سینمایی خود را در مقام بازیگری از سال 1379 با فیلم سفر سرخ آغاز کرد و بعد از آن نیز در چندین اثر دیگر به ایفای نقش پرداخت.
ازدواج و تشکیل خانواده
ماجرای آشنایی برزو ارجمند با همسرش پارمیس
برزو ارجمند :من و پارمیس هم دانشکده‌ای بودیم. گرایش من از سال سوم، نمایش بود و پارمیس طراحی صحنه می‌خواند. کار صحنه را از همان زمان شروع کردیم.
پارمیس گریم و طراحی صحنه کار می‌ کرد و من هم بازی می‌کردم. پارمیس از ایران رفته بود. وقتی برای یک سفر کوتاه یک ماهه به ایران برگشت، با دوستان دانشکده جمع شدیم که به دیدنش برویم. وقتی به دیدنش رفتیم، بعد از نیم ساعت خیلی فی‌ البداهه به نظرم رسید که می‌تواند همسر مناسبی برایم باشد. پرسیدم با من ازدواج می‌کنی؟ خندید و گفت: شوخی می‌کنی، بعد کمی فکر کرد و گفت: آره!»
بیوگرافی برزو ارجمند , بیوگرافی پارمیس زند

زن برزو ارجمند
عکس سلفی برزو ارجمند با خانواده اش
گفتگو با برزو ارجمند
نقطه شروع
 زمانی که فهمیدید قرار است صاحب فرزند شوید چه حسی داشتید؟
پارمیس: ترس
چرا؟
پارمیس:خب پذیرفتن مسئولیت حس ترسناکی است. دائم با خودمان فکر می‌کردیم که حالا باید چه کار کنیم. خیلی حس ترسناکی است، حس اولیه‌اش ترس بود اما بعد از آن خوشحال بودیم.
برزو: جانیار خارج از ایران به دنیا آمده، همان زمانی که پارمیس به سفر رفت، من هم برای گرفتن ویزا اقدام کردم، اما کار من به مشکل برخورد. وقتی جانیار متولد شد، پارمیس 3 ماه با او تنها بود. زمانی که او به دنیا آمد نبودم و راستش را بخواهید باید اعتراف کنم یک ماه است  که جانیار را دیده‌ام.
همه چیز وحشتناک و بد بود البته خیلی هم خوشحال بودم چرا که می‌دانستم  بار زندگی به روی دوش همسرم است. در مورد بچه‌دار شدن هم می‌دانستم که همه سختی‌هایش برای پارمیس است و خوشی‌هایش برای من است به همین دلیل خوشحال هستم. واقعیت این است که در تمام 10 سال زندگی‌مان  هم همین‌طوری بوده. سختی‌های زندگی و فکر کردن در مورد چگونه زندگی کردن همیشه با پارمیس بوده. بعد از 10 سال بالاخره  تصمیم گرفته بودیم که بچه‌دار شویم.
انتخاب اسم
قبل از اینکه جانیار به دنیا بیاید دوست داشتید دختر باشد یا پسر؟
پارمیس: از همان اول پسر می‌خواستم. اما به خودم می‌قبولاندم که سالم بودن بچه مهم‌تر از هر چیزی است.
برزو: من هم پسر دوست داشتم اما همیشه می‌خواستم دو تا بچه داشته باشم. اولی پسر باشد و دومی دختر.
پارمیس: راستش را بخواهید برزو همیشه دوست داشت یک دختر داشته باشد و اسمش را بگذارد باران.
برزو: این دلیل داشت؛ من در 17 سالگی خواب دخترم را دیدم. در خوابم به او گفتم شما کی هستید؟ به من جواب داد که من باران ارجمند هستم. در آن زمان هم اسم باران خیلی کم شنیده بودم.اسم جانیار را چه کسی انتخاب کرد؟
پارمیس: برزو. از کتاب اسم انتخاب کردیم. خیلی دنبال اسم بودیم. یک شب چند تا از دوستان‌مان هم اینجا بودند، همین‌طور که داشتیم می‌گفتیم جانیار را انتخاب کردیم و همه هم گفتند که آره خیلی خوب است.
حالا بعد از به دنیا آمدن جانیار زندگی چقدر برای شما فرق کرده است؟
برزو: همه چیز متحول شده است.
پارمیس: حس آدم کلا فرق می‌کند. زمانی که بچه‌دار می‌شوی، اصلا یک طور دیگر فکر می‌کنی و احساست به زندگی عوض می‌شود و دیدت به زندگی فرق می‌کند.
اولین لحظه‌ای که جانیار را دیدید، چه حسی داشتید؟
پارمیس:خیلی متعجب بودم. باورم نمی‌شد که این بچه من باشد. داستانش خیلی بامزه بود. خیلی مو داشت. همین‌طور که نگهش داشته بودند، چشمانش باز بود و دور و برش را نگاه می‌کرد و تقریبا گریه می‌کرد. من دائم می‌پرسیدم که بچه‌ام کو؟ چون سزارین داشتم، بیهوشم کرده بودند. زمان بیهوشی خیلی کم بود، درست مانند یک خواب یک ربع ساعت بود. همین که چشمانم را باز کردم، دیدم یک بچه‌ای دارد گریه می‌کند. دوباره پرسیدم بچه من کجاست؟ به من نشانش دادند و گذاشتنش روی سینه‌ام. همین که روی سینه‌ام قرار گرفت ساکت شد. از همان جا بود که قلبم کش آمد.
نگرانی‌ها از بین رفت؟
پارمیس: آره تمام نگرانی‌ها محو شد. چرا که دائم من نگران بودم که بچه‌ام سالم باشد. با اینکه تمام آزمایش‌ها را انجام داده بودم، خدا خدا می‌کردم که بچه‌ام سالم باشد.
برزو: خدا واقعا پدر و مادر آقای جابز را بیامرزد. (خنده) اگر آقای جابز نبود احتمالا خیلی از اتفاق‌ها برای من سخت می‌‌شد. روزی که پارمیس به بیمارستان رفت، حدودا ساعت چهار و نیم صبح به وقت محلی بود. می‌دانستم که پارمیس سحرخیز است و زمانی که من از ایران به او زنگ می‌زدم، زود بود. آن روز هرقدر تلفن می‌زدم، پارمیس جواب نمی‌داد و از این قضیه خیلی نگران بودم. تا اینکه بعد از 30 بار تماس، ساعت 9 شب به وقت ایران خاله‌اش تلفن را جواب داد و به من گفت برزو بابا شدی. تنها کاری که می‌توانستم انجام بدهم گریه کردن بود. اولین بار یک عکس از او و پارمیس در بیمارستان دیدم. بعد از آن با تانگو شروع کردیم به حرف زدن و شعر خواندن و دائما می‌گفتم تا 2 هفته دیگر می‌آیم چون واقعا قرار بود کارم درست شود. همه چیز برای من خیلی سخت بود. هیچ کار سینمایی یا تلویزیونی قبول نکرده بودم،  آن‌موقع همیشه نگران تنهایی همسرم و فرزندم بودم.
برزو ارجمند و پسرش جانیار
برزو ارجمند و پسرش جانیار
در برنامه‌ریزی‌هایی که برای پسرتان انجام دادید تا کجا پیش رفتید؟
پارمیس: برنامه‌های زیادی برای او دارم اما به این نتیجه رسیدم که نمی‌توان طبق برنامه‌ریزی پیش رفت و خیلی کم پیش می‌آید که همه چیز همان طوری باشد که تصورش کردید. ما خیلی برنامه‌ریزی کرده بودیم، اما هیچ کدام محقق نشد. هیچ کدام اتفاق نیفتاد و یک عالمه مشکل به آنها اضافه شد. هزینه‌های زیادی تقبل کردیم. بنابراین باید دید که چه می‌شود و ببینیم خدا چه می‌خواهد.
برزو: یکسری از کارها وجود دارد که به عنوان پدر و مادر می‌توانیم انجام دهیم که فرزندمان در آینده می‌تواند از آن استفاده کند. به خاطر می‌آورم  قبل از اینکه دانشجو شوم در حال اقدام برای رفتن به کانادا بودم و تنها مدرکی که در آن پروسه خیلی برایم مفید واقع شد، مدرک غریق‌نجاتی بود که برای دوران 14 یا 15 سالگی بود. این مدرک خیلی به دردم خورد.از 5 سالگی شنا می‌کردم. البته فکر می‌کردم اگر بازیگر نمی‌شدم، فعالیتم در عرصه موسیقی به کمک می‌آمد. یکسری کارهایی از این دست می‌توانیم انجام دهیم که به داشته‌های‌مان اضافه شود. پارمیس زبانش خیلی خوب است. اینها مجموعه داشته‌هایی است که می‌توانیم در اختیارش قرار بدهیم که در آینده انتخاب‌های بیشتری داشته باشد.
پارمیس: موافقم؛ مثلا فکر کرده‌ایم که پیانو نواختن را یاد بگیرد، اما خب نمی‌دانیم در آینده دوست خواهد داشت یا نه؟ بنابراین هیچ چیز قابل پیش‌بینی نیست.
برزو: دوست داریم که حتما موسیقی کار کند، دوست داریم ورزش کند، زبان بخواند، خیلی چیزها را دوست داریم.
بازیگری چطور؟ دوست دارید بازیگر شود؟
برزو: نه؛ واقعا دوست ندارم مگر اینکه شرایط سینما و هنر در ایران تغییر کرده باشد. تمام این حرف‌ها را پدرم به من می‌زد، من به او می‌گفتم که تو خودت بازیگر شدی اما دوست نداری من هم بازیگر شوم. الان می‌فهمم چرا که اصولا بازیگری و هنر در ایران شغل نیست اما در همه جای دنیا شغل به حساب می‌آید. در ایران به عنوان یک شغل نمی‌توان به آن نگاه کرد، بنابراین اصلا امنیت کاری وجود ندارد.شاید تا وقتی که جانیار بزرگ شود و به بازیگری علاقه‌مند باشد، خیلی چیزها تغییر کرده باشد اما تا اینجایی که من تجربه‌اش کرده‌ام هنوز با آن موافق نیستم.
برزو ارجمند و همسرش و پسرش
زندگی‌تان را اگر بخواهید به قبل و بعد از بچه‌دار شدن توصیف کنید چه می‌گویید؟
پارمیس: من به هیچ وجه نمی‌توانم  تصور کنم که بچه نداشتم. اصلا نمی‌توانم فکر کنم که جانیار از همان اول نبوده. درست مثل این است که بگویی قبلا دست و پا نداشتی. او جزیی از وجودم است.
شما به این رابطه مادر و پسری حسودی نمی‌کنید؟
برزو: چرا دیگر. الان قطعا مطمئنم که پارمیس جانیار را بیشتر از من دوست دارد. مگر می‌شود حسودی نکنم (خنده)!
اگر قرار باشد از همین حالا یک قولی به او بدهید چه قولی می‌دهید؟
پارمیس: سعی می‌کنم که در هر شرایطی پشتش باشم و حمایتش کنم. این را می‌توانم قول بدهم. نه اینکه بگویم بچه‌ام ممکن است خلاف کار شود و من پشتش باشم اما سعی می‌کنم که در زندگی‌اش حمایتش کنم.
برزو: همین همراهی کردن خیلی مهم است. اینکه تو هم راه باشی و هم همراه، خیلی سخت است اما تو می‌توانی اجازه بدهی که خودش راهش را پیدا کند و همراهش باشی، اما خیلی از ما در زندگی‌مان پدر و مادرها هم راه‌مان بودند و هم همراه‌مان. برای همین من دوست دارم که خودش یک راه باحال پیدا کند.
حالا که یک خانواده کامل شدید از خانواده‌تان برای ما تعریف کنید؟
برزو: الان همه چیز برایم یک شکل دیگر است، همه چیز برایم معنی پیدا کرده است. الان خیلی خوب حرف آن آدم‌های پولداری که به بچه‌های‌شان می‌گویند ما کار کردیم تا تو خوشبخت شوی را درک می‌کنم.
این مفهومی که قبل از بچه‌دار شدن از خوشبختی داشتید برای شما پیش آمد؟
پارمیس: بچه‌دار شدن لذتی است که در حال حاضر قابل مقایسه با هیچ چیز دیگری نیست. قبل از اینکه بچه نداری کارهای خودت را خیلی راحت انجام می‌دهی، اما بعد از بچه‌دار شدن تمام تمرکزت می‌رود به روی بچه. همه چیز تحت تاثیر بچه است.
برزو: من الان به تمام آن زوج‌هایی که دوستمان هستند و خیلی دوست‌شان دارم، مصرانه می‌گویم که خیلی خودخواه هستید که این نعمت را از خودتان دور کردید. تا قبل از این به هیچ کس پیشنهاد نمی‌کردم که بچه‌دار شود. اما حالا به آنهایی که دوست‌شان دارم می‌گویم. مثلا یکی از دوستان‌مان هستند که همیشه می‌گویند ما خیلی خوشحالیم، اما آنها نعمتی را از خودشان می‌گیرند که غیرقابل باور است.
فکر می‌کنید که وجود جانیار مکمل خوشبختی‌تان است؟
برزو: یک چیز جالب بگویم؛ شما زمانی که ازدواج می‌کنید، خانواده تشکیل نمی‌دهید. این غلط است که به شما می‌گویند وقتی ازدواج می‌کنید خانواده تشکیل می‌دهید. شما با ازدواج کردن یک زندگی مشترک را شروع می‌کنید. وقتی که این دو، سه می‌شود شما یک خانواده تشکیل می دهید.
در بعضی خانواده‌ها می‌گویند که با به دنیا آمدن بچه یک فاصله‌ای بین پدر و مادر پیش می‌آیدچرا که تمام انرژی منعطف بچه می‌شود، برای شما این اتفاق افتاد؟
برزو: زمانی که جانیار به دنیا آمد، من دوباره عاشق پارمیس شدم. این را از ته دل می‌گویم. بعد اصلا نگاه پارمیس بعد از اینکه باردار شد، یک نگاه متفاوت بود. من الان عشق را خیلی خوب می‌توانم بازی کنم، برای اینکه نگاه جانیار به پارمیس نگاه عاشقانه‌ای است و همین‌طور نگاه پارمیس به او برای من  هنوز اینطور نیست. به دلیل اینکه پارمیس 3ماه با جانیار بوده؟ اینکه می‌گویند مادر عزیزتر از جان مصداق همین ماجراست. وقتی که می‌رود بغل پارمیس و صدای قلبش را می‌شنود کاملا مست می‌شود.
بیوگرافی برزو ارجمند , برزو ارجمند , برزو ارجمند و زنش
برزو ارجمند و همسرش و پسرشان در سال 96 / عکس جدید
برزو ارجمند و همسرش و پسرشان در سال 96 / عکس جدید
عکس عاشقانه برزو ارجمند و همسرش
عکس عاشقانه برزو ارجمند و زنش
اینستاگرام برزو ارجمند : arjmandborzou
برزو ارجمند در دورهمی در کنار مهران مدیری
فیلمهای سینمایی برزو ارجمند
 اشنوگل(۱۳۹۵)چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت (۱۳۹۳)مجرد ۴۰ ساله (۱۳۹۳)معراجی‌ها (۱۳۹۲)از ما بهترون (۱۳۸۸)طهران تهران (۱۳۸۸)
محیا (۱۳۸۶)روز سوم (۱۳۸۵)پروانه‌ای در مه (۱۳۸۴)انتخاب (۱۳۸۳)جایی دیگر (۱۳۸۱)سفر سرخ (۱۳۷۹)
سریال های برزو ارجمند
زیر چتر خورشید    ۱۳۷۳    بهمن زرین پورزیر گنبد کبود    ۱۳۷۴    بهمن زرین پورمعین پزشک    ۱۳۷۵    احمدرضا گرشاسبیایستگاه آخر    ۱۳۷۶    منوچهر عسگری نسب
رویای کبود    ۱۳۷۸    عبدا… صادقیزمان شوریدگی    ۱۳۷۹    محمد علی نجفیخورشید بانو    ۱۳۷۹    مهدی حسینی وندزیر آسمان شهر ۱    ۱۳۸۰    مهران غفوریان
زیر آسمان شهر ۲    ۱۳۸۱    مهران غفوریانپشت کنکوری‌ها    ۱۳۸۱    پریسا بخت‌آوردر کنار هم    ۱۳۸۱    فتحعلی اویسیرسم شیدایی    ۱۳۸۲    اکبر خواجویی
مسافر زمان    ۱۳۸۲    مسعود نوابیمشق عشق    ۱۳۸۲    بهرام بهرامیانفرار بزرگ    ۱۳۸۳    حسین لطیفیمثل همیشه    ۱۳۸۴    وحید حسینی
ارث بابام    ۱۳۸۴    جواد رضویانشبهای برره    ۱۳۸۴    مهران مدیریصاحبدلان    ۱۳۸۵    حسین لطیفیساعت شنی    ۱۳۸۵    بهرام بهرامیان
ما چند نفر    ۱۳۸۶    فیاض موسویخواستگاران    ۱۳۸۶    گلاب آدینهیک وجب خاک    ۱۳۸۶    علی عبدالعلی زادهنشانی    ۱۳۸۶    رامبد جوان
گل یا پوچ    ۱۳۸۶    جواد افشارنردبام آسمان    ۱۳۸۷    حسین لطیفیاشکها و لبخندها    ۱۳۸۸    حسن فتحی
مرد دوهزارچهره    نوروز ۱۳۸۸    مهران مدیریعبور از پاییز    ۱۳۸۸    مسعود شاه محمدینون و ریحون    رمضان ۱۳۸۹    فرزاد موتمن
فراموشی    نوروز ۱۳۹۱    سعید سلطانیمعراجی‌ها    ۱۳۹۲    مسعود ده نمکیما فرشته نیستیم    نوروز ۱۳۹۳    فلورا سام
زخم    ۱۳۹۳    مسعود آب پرورتنهایی لیلا    ۱۳۹۴    محمدحسین لطیفی
کیمیا    ۱۳۹۴    جواد افشارغیرعلنی    ۱۳۹۴    مهرداد خوشبختسر دلبران   1395   محمدحسین لطیفی
برزو ارجمند و همسرش , برزو ارجمند



Source link

این سایت توسط سایت سرور مرکزی بهینه سازی شده است. - طراحی شده توسط پارس تمز